تبلیغات
دنیای روشن ما

دنیای روشن ما
دنیا از نور خدا روشن است اگر دیدگانت را به نور عادت دهی
قالب وبلاگ
بسم الله
فیلترینگ

مدتی است که بحث فیلترینگ مهمان مجازستان ما شده است. هر چند نگارنده به دنبال رد مطلق فیلترینگ نیست، اما بحث اینجاست که به نظر می رسد که این شکل از فیلترینگ به نوعی نقض غرض است و مانع از تحقق اهداف مورد انتظار از آن است. این عقیده از اینجا ناشی می شود که برای اینکه با فیلترینگ سر و کار داشته باشید، لازم نیست مطالب خاص سیاسی را جستجو کنید و یا خدای نکرده به دنبال یافتن مطالبی باشید که با شأن هیچ انسانی سازگار نیست. کافی است که برای جستجوی اینترنتی ساده پشت یارانه شخصی خود بنشینید و کلمه ای را در کادر جستجو بزنید؛ احتمال اینکه در نهایت با صفحه ای روبرو شوید که به مدال زرین "فیلترنیگ" مزین شده بسیار است. حتی اگر فرضا بخواهید بدانید که عطسه کردن پشه بر روی هوا چه حسی دارد!!

شاید یکی از موتورهای محرک بحث فیلترینگ در ذهن متصدیان امور، موضوع "فرهنگ سازی" باشد. واژه ای که همواره با آن مشکل داشته ام. به نظر من فرهنگ موجود زنده ای است که متولد می شود، زندگی می کند و می میرد. اینکه این فرهنگ تا چه مدت در بستر جامعه حیات داشته باشد، بیش از آنکه به سیاست های احتمالی فرهنگی در آن جامعه مرتبط باشد به پذیرش آن توسط آحاد مردم وابسته است. یکی از تعاریف فرهنگ را می توان " روش زندگی" دانست و طبیعتا مردم برای انتخاب روش زندگی خود از کسی خط نمی گیرند اما آموزش چرا......موضوعی که در کمال تاسف در میان سیاست های فرهنگی کشور مغفول مانده است. در طی سالیان اخیر همواره در عرصه فرهنگ سعی شده است که، به جای مردم فکر کنیم.  در حالی که باید گاهی با تواضع پشت سر مردم حرکت کنیم و برای بهبود روش زندگی شان با آن ها همکاری کنیم. به نظرم این روش درست تر و بهینه تر است که با روش هایی خلاقانه و غیرمستقیم مردم را تشویق کنی یه پر کردن خلأهای سبک زندگی شان. زیبایی های سبک زندگی درست را نشانشان بدهیم. نه اینکه فقط و فقط از خطرهای سبک زندگی نادرست بگوییم.

فیلترینگ یعنی: من به جای تو فکر می کنم. فرقی نمی کند پزشک باشی، استاد دانشگاه، وکیل، فعال فرهنگی و .... این من هستم که تصمیم می گیرم شما به کجای این دریای عظیم مجازستان وارد شوی و کجا نروی..... 
قطعا و بدون شک کسانی هستند که حرمت فضای مجازی را حفظ نمی کنند. اما آیا تا به حال به این فکر کرده یام که این افراد پیش و بیش از هر چیز حرمت خودشان را شکسته اند؟ آیا اگر همان طور که در بالا از دغدغه ذهنی ام گفتم، درباره ضرورت حفظ حریم خصوصی و اسیب ها عدم توجه به آن شنیده بودند، باز هم چنین می کردند؟

قضاوت به ذهن خلاق هر کدام از ما


پ.ن 1: بعد از مدت ها ننوشتن بالاخره نوشتم

پ.ن 2: شخصا معتقدم باید به قوانین کشوری که در آن زندگی می کنم احترام بگذارم. چون حداقل فایده قانون این است که برای همه حقی برابر در برابر قانون شکنی ایجاد می کند....پس به دنبال فیلترشکن نخواهم بود...یادم نرفته که خضرتش فرمود که نپذیرفتن قانون عین دیکتاتوری است.....

پ.ن: ببینید! صحبت کردن راجع به بقیه چقدر راحت است!! من در همین چند خط بالا خودم را جدای از دیگران دانسته ام و برای دیگرانی که حتی نمشناسمشان نسخه پیچیده ام و اسمشان را مردم گذاشته ام... خدا کند که دوستان سیاست گذار باورشان شود که در عرض ما مردم هستند و نه در طول...

عکس ازاینجا


[ یکشنبه 8 دی 1392 ] [ 11:33 ق.ظ ] [ ریحانه ای برای تمام فصول ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بی هیاهو و بی ادعا نوشتن از زندگی رفیقانه و ساده این خانه را بر پا کرده است
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب